فطرس
فطرس
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

 تربت حضرت سيد الشّهداء بر اساس روايات موثّق آثار فراوانى دارد، از آن جمله :
1 - طبق روايات رسيده سجده كردن بر تربت حضرت حسين عليه السلام موجب قبولى نماز است ، كه امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
السُّجُودُ عَلى تُربَة الحُسين عليه السلام يَخرِقُ الحُجبُ السَّبعة .
سجده كردن بر تربت امام حسين عليه السلام هفت حجاب را از (منع قبولى آن ) نماز بر مى دارد.


2 - ذكر با تسبيح تربت سيّدالشّهداءبراى هر ذكر چهل حسنه در نامه اعمال مى نويسند، و حتّى بدون ذكر، تسبيح را در دست چرخاندن هر يك بيست حسنه دارد.
3 - هر گاه كام نوزاد را با تربت سيّد الشّهداء باز كنند مانند اكسيرى كه مس ‍ را به طلا مبدل ميسازد و وجود نوزاد را از هر پليدى دور نموده و محبّت اهل بيت رسول خدا(ص ) را در دل او مى كارد.

4 - بر لحد يعنى قبر هر ميّتى كه تربت كربلا باشد از عذاب قبر رهانيده ميشود.
5 - تربت كربلا بر هر درد بى درمانى شفا بخش مى باشد كما اينكه بسيار تجربه شده است و در كتب مختلف ذكر گرديده است .
6 - خاك مقتل حسين بن على عليه السلام حصن ، يعنى حصار مى باشد از هر آفات و هر گزندى ، و هر كس آن را با خود حمل نمايد، محفوظ خواهد ماند.
7 - آرام بخش تلاطم موّاج درياهاست يعنى هرگاه دريا به تلاطم آيد، و چاره از همه جا قطع گردد و كمى تربت كربلا بر آن بپاشند دريا آرام ميگيرد.
8 - تربت مظلوم كربلا تحفه حوريان بهشت است آن گاه كه در روز قيامت ماه و خورشيدى نيست تا نور افشانى كند و ظلمات محشر همه جا را فرا مى گيرد، به دستور خداوند خاك كربلا كه تربت سيّدالشّهداء عليه السلام مى باشد برداشته شده و در بالاى بهشت قرار داده مى شود
و نور عظيمى از تربت آن حضرت همه جا را روشن مى كند و همه ديدگان را خيره مى سازد كما اينكه خورشيد چشم انسان را مى زند و كسى نمى تواند مستقيم به آن نگاه كند.

 

 

منبع : كشكول النور ج 1 ص 186.

 

* پایگاه جامع عاشورا

* کربلا ، زیارت ، تربت





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

آثار و بركات مرقد شريف و حرم مطهر سيدالشهدا (ع) عبارتند از:   

1-      مرقد حسينى ، نيروبخش است
با ذكر اجمالى تحولاتى كه در عمارت مرقد مطهر امام حسين (ع) صورت گرفته است به خوبى معلوم مى‏گردد كه زيارت قبر آن حضرت در مبارزه با حكومت بنى عباس تأثير مهمى داشته است ، و به همين دليل بود كه عباسيان قبر آن امام را دشمن خود مى‏دانستند و به ويرانى آن دست مى‏زدند ، زيرا اين قبر شريف به مركز تجمع مخالفان و مبارزان تبديل شده بود.
مشاهده مزار و مرقد شهيدان كربلا و به نظر در آوردن آن مصائب جانگذار ، حالت بيننده را دگرگون ساخته و استقامت حال او را به هم زده و وارونه مى سازد، كه چگونه عده‏اى قليل در مقابل جمعى كثير و سپاهى مجهز و مهيا تن به مرگ داده و روى عقيده و ايمان خود ثبات قدم داشته و تا آخرين قطره خون خود مبارزه و جانفشانى نمودند.


2- محل نزول فرشتگان الهى
امام صادق (ع) فرمود: «ما بين قبر حسين (ع) تا آسمان، محل رفت و آمد فرشتگان الهى است ». (1)
  و نيز فرمود: «قبر حسين بن على (ع) بيست ذراع در بيست ذراع است . آن باغى از باغهاى بهشت ، و محل عروج فرشتگان به آسمان مى‏باشد هيچ فرشته مقرب و پيامبر مرسلى نيست جز آنكه از خدا مى‏خواهد كه او را زيارت كند پس گروهى فرود مى‏آيند و گروهى بالا مى‏روند» (2).


3- نماز قبول مى‏شود
اگر انسان زائر ، حق امام را شناخته و با معرفت و ولايت او در كنار قبر مطهرش نماز گذارد ، مورد قبول حق تعالى قرار مى‏گيرد . چنانكه امام صادق (ع) در شأن و مقام كسى كه به مرقد و بارگاه شريف حضرت مشرف شده و نماز بخواند ، فرمود: «خداوند متعال اجر نمازش را قبولى آن قرار مى‏دهد» (3)

4- تمام خواندن نماز
حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود: «نماز در چهار مكان تمام خوانده مى‏شود (يعنى اگر چه از حد مسافت شرعى هم بيشتر باشد اما شكسته نمى‏شود) : 1- مسجد الحرام (مكه) ، 2- مسجد الرسول (مدينه)، 3- مسجد كوفه، 4- حرم امام حسين (ع) » (4)
و نيز روايت شده كه «ابن شبل» از امام صادق (ع) پرسيد: آيا قبر امام حسين (ع) را زيارت كنم ؟ فرمود: پاك و خوب زيارت كن و نمازت را در حرمش تمام بخوان . پرسيد نمازم را تمام بخوانم؟ فرمود: تمام. عرض كرد : بعضى از اصحاب و شيعيان شكسته مى‏خوانند؟ فرمود: اينان دو چندان عمل مى‏كنند » (5)
لذا چنانكه در رساله‏هاى عمليه نيز آمده است ، در حرم امام حسين (ع) مى‏توان نماز را، هم شكسته خواند و هم به بركت آن حضرت تمام بجا آورد.

5- اجابت دعا و برآورده شدن حاجت
خداوند سبحان در ازاى ايثار و فداكارى سيدالشهدا (ع) و تحمل هرگونه سختى چون تشنگى و غم و اندوه فراوان براى حفظ اسلام، در مرقد شريفش بركاتى را قرار داده كه از جمله آنها اجابت دعا و برآورده شدن حاجات است . چنانكه امام صادق (ع) فرمود: «هر كس دو ركعت كنار قبر حسين (ع) نماز بخواند ، از خداوند چيزى رإ؛88ّّ مسئلت نكند جز اينكه به او عطا شود» . (6)
و نيز فرمود: «خداوند در عوض قتل امام حسين (ع) امامت را در ذريه آن حضرت ، شفا را در تربتش ، اجابت دعا را در كنار مرقدش قرار داده ، و ايام زيارت كنندگان او از عمرشان حساب نمى‏شود» . (7)

 

 

پى نوشتها:

1-      منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 195

2-      منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 252

3-      وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 549

4-      كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 248

5-      كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 123

6-      امالى شيخ طوسى , ص 317

7-      امالى شيخ طوسى , ص 319

 

* پایگاه جامع عاشورا

* کربلا ، زیارت ، تربت





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

زمين كربلا پنج درجه دارد.
درجه اوّل : از آب و خاك است مثل باقى زمين ها و اراضى كه درخت و گياه در آن ميرويد و زراعت ميشود.

درجه دوّم : مقام فيض و رحمت است ، كه از اين خاك مقدّس بواسطه قبول نمودن آن خضوع و انكسار را، در عالم تكليف تكوينى ، بنا به حديث ( و لا من ارض و لا مإ الّا عوقب لترك التواضع ) كه چنان فضيلت و رحمت در آن تربت پاك قرار فرموده اند كه همه عوالم امكان از آن تربت اقدس بهره و فيض ميبرند، بلكه فضائل و مناقب آن زمين مقدّس برترى دارد بر تربت مراقد همه ائمّه اطهار عليه السلام به مرقد انور حضرت محمّد (ص ) زيرا كه چند فضيلت در تربت حضرت سيّد الشّهدأ عليه السلام هست كه در تربت هيچ پيغمبرى و وصّى او نيست و در تربت هاى سائر ائمّه عليه السلام نيز نيست .

 

درجه سوّم : كربلا محل اندوه و محنت است و هر يك از مقرّبين درگاه الهى و انبياء و اؤ لياء و اوصيّاء در وقت ورود به آن زمين فيض نزديك مى شود مهموم و اندوهگين مى باشند چنانكه حضرت صادق عليه السلام در خصوص زائرين آن مظلوم مى فرمايد: كه زائر بايد تشنه و گرسنه و ژوليده مو و خاك آلوده و گريان و مهموم باشد.
تأ سّيا له و للمستشهدين بكربلا و اهل بيته المظلومين المهمومين .

درجه چهارم - كربلا نعيم جنّات است ، زيرا كه همه بهشت را خداوند متعال از نور مقدّس و منوّر مدفون كربلا، خامس آل عبا عليه السلام خلق نموده است ، و حضرت امام صادق عليه السلام در خصوص ترك كنندگان زيارت آن سرور فرموده است :
مَن تَرَكَ زيارَة الحسين عليه السلام و هو يزعم شيعة فليس هو الشيعة و ان كان من اهل الجنّة هو ضيفان اهل الجنّة .
ترجمه : امام صادق عليه السلام فرمودند: هر كس ترك كند زيارت امام حسين عليه السلام را و در حالى كه خيال كند از شيعيان ماست ، بلكه او شيعه ما نيست و اگر هم وارد بهشت شود، ميهمان اهل بهشت خواهد بود، ( نه صاحب خانه ).
رسول خدا (ص ) مى فرمايد:
اِنّى اَشِمُ رائِحَة الجَنَّة مِن الحسين عليه السلام ،
يعنى ، همانا از حسين عليه السلام بوى بهشت را استشمام مى كنم .

پس بر طالبين بهشت لازم است كه داخل كربلاى ظاهرى شوند و او از باب خاصّه آن كه عبارت از بكاء و اقامه مجالس عزا بشود تا در يوم النّشور به مقام قرب و مصاحبت آن بزرگوار در جناب النّعيم باشد.

درجه پنجم : رضوان اللّه يعنى مكان خوشنودى كه فوق همه نعمتها و راحتها و فيضهاست زيرا كه تربت پاك بنا بخضوع كه در عالم تكوين قبول نمود داراى نور الانوار همه انوار شده و خداوند عالم آن تربت طاهره را كه باعث ضياء و روشنائى همه فرموده و مكان و مقام پيامبران اولوالعزم در بهشت عنبر سرشت در تربت كربلا خواهد شد، و همين خاك كربلا است كه در مقام فخر و مباهات فرياد مى نمايد:
اِنّاارض اللّه المقدّسة المباركة .
من همان زمين مقدّس و مبارك خدا هستم . با اعتقاد پاك دفن شده گان آن خاك از بيم و هراس يوم الحساب آسوده و مطمئن شده و بدون حساب داخل بهشت و ساكن حُسن المأ ب ميشوند.
بلكه بر روايت حضرت صادق عليه السلام حتى هر خر و اشترى كه در كربلا بميرد به بهشت مى رود.

 

منبع : كنز الغرائب - سفينة النّجاة ص 63. 

 

* پایگاه جامع عاشورا

* کربلا ، زیارت ، تربت





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

شيخ اجل ، ابن قولويه ، استاد شيخ مفيد رحمه الله در كتاب كامل الزيارة به اسناد خود از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت : به مدينه رفتم و بيمار شدم . حضرت امام محمد باقر عليه السلام مقدارى آشاميدنى در ظرفى كه دستمال بالاى آن بود، به وسيله غلام خود برايم فرستاد و گفت : «اين را بخور كه امام على عليه السلام به من امر فرموده است كه بر نگردم تا اين دارو را بياشامى»

چون گرفتم و خوردم شربت سردى بود در نهايت خوش طعمى و بوى مشك از آن بلند بود.

پس غلام گفت : «حضرت فرمود چون بياشامى به خدمتش بروى»

 

من تعجب كردم كه گويا از بندى رها شدم . برخاستم به در خانه آن حضرت رفته ، رخصت طلبيدم . حضرت فرمود: «صحّ الجسم فادخل : بدنت سالم شده داخل شو»

گريه كنان داخل شدم و سلام كردم . دست و سرش را بوسيدم . فرمود: «اى محمد! چرا گريه مى كنى ؟»

عرض كردم : «قربانت گردم مى گويم بر غربت و دورى راه از خدمت شما، و كمى توانايى در ماندن در ملازمت شما كه پيوسته به شما بنگرم »

فرمود: «اما كمى قدرت ، خداوند تمام شيعيان و دوستان ما را چنين ساخته و بلا به سوى ايشان گردانيد؛ امّا غربت تو، پس مؤمن در اين دنيا در ميان اين خلق منكوس غريب است ، تا از اين دار فنا به رحمت خداوند برود و در بعد مكان به حضرت ابى عبداللّه الحسين عليه السلام تأ سّى كن كه در زمينى دور از ما در كنار فرات است و اما آنچه از محبت قرب و شوق ديدار ما گفتى و بر اين آرزو و توانايى ندارى ، پس خداوند بر دلت آگاه است و تو را بر اين نيت پاداش خواهد داد».

بعد فرمود: «آيا به زيارت قبر حسين عليه السلام مى روى ؟»

گفتم : «بلى با بيم و ترس بسيار.»

فرمود: «هر قدر ترس بيشتر است ثوابش بزرگتر است و هر كس در اين سفر خوف بيند از ترس روز قيامت ايمن باشد و با آمرزش از زيارت بر گردد»

بعد فرمود: «آن شربت را چگونه يافتى ؟»

گفتم : «گواهى مى دهم كه شما اهل بيت رحمتيد و تو وصى اوصيايى . هنگامى كه غلام شربت را آورد، توانايى نداشتم كه بر پا بايستم و از خودم نااميد بودم و چون آن شربت را نوشيدم چيزى از آن خوش بوتر و خوش ‍ مزه تر و خنك تر نيافتم . غلام گفت : مولايم فرمود بيا؛ گفتم : با اين حال مى روم هر چند جانم برود و چون روانه شدم گويا از بندى رها شدم . پس ‍ سپاس خداى را كه شما را براى شيعيان رحمت گردانيده است »

فرمود: «اى محمد! آن شربت را كه خوردى از خاك قبر حسين عليه السلام بود و بهترين چيزى است كه من به آن استشفا مى نمايم و هيچ چيزى را با آن برابر مكن كه ما به اطفال و زنان خود مى خورانيم و از آن خير بسيار مى بينيم »

فرمود: «شخصى آن را بر مى دارد و از حائر بيرون مى رود. آن را در چيزى نمى پيچد، پس هيچ جن و جانورى و چيزى كه درد و بلايى كه داشته باشد نيست ، مگر آنكه آن را استشمام مى كند و بركتش برطرف مى شود و بركتش ‍ را ديگران مى برند و آن تربت كه به آن معالجه مى كنند نبايد چنين باشد و اگر اين علت كه گفتم نباشد، هر كه آن را به خود بمالد يا از آن بخورد البته در همان ساعت شفا مى يابد و نيست آن مگر مانند حجرالاسود كه نخست مانند ياقوتى در نهايت سفيدى بود و هر بيمارى و دردناكى خود را بر آن مى ماليد در همان ساعت شفا مى يافت و چون صاحب آن دردها و اهل كفر و جاهليت خود را بر آن ماليدند سياه شد و اثرش كم گرديد»

عرض كردم : «فدايت شوم آن تربت مبارك را من چگونه بردارم ؟»

فرمود: «تو هم مانند ديگران آن تربت را بر مى دارى ، ظاهر و گشوده و در ميان خرجين در جاهاى چركين مى افكنى پس بركتش مى رود»

گفتم : «راست فرمودى»

فرمود: «قدرى از آن به تو مى دهم ، چطور مى برى ؟»

عرض كردم : «در ميان لباس خود مى گذارم »

فرمود: «به همان قرارى كه مى كردى برگشتى . نزد ما از آن هر قدر كه مى خواهى بياشام و همراه مبر كه براى تو سالم نمى ماند»

آن حضرت دو مرتبه از آن به من نوشانيد و ديگر آن درد به من عارض ‍ نشد.

 

منبع : كرامات امام حسين ، مصطفى اهوازى : ص 52. گناهان كبيره ، ج 2، ص 346. داستانهاى حسين ، ميررضا حسينى : ص 69.

 

* پایگاه جامع عاشورا

* کربلا ، زیارت ، تربت





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

آنچه در زيارت حسين بن على(ع) بسيار چشمگير است، ثوابهاى كلان و پاداشهاى عظيم و محير العقولى است كه در روايات ائمه، براى آن بيان شده است.

 امام صادق(ع) در روايتى، براى زيارت حسين بن على، ثوابى همچون پاداش نبرد در ركاب پيامبر و امام عادل بيان مى‏كند.(1) در جاى ديگر، پاداشى همچون اجر شهيدان ( بدر ) را نويد مى‏دهد.(2) و در احاديث بسيارى، ثواب حج و عمره مكرر رابراى آن بر مى‏شمارد.

در سخنى، امام صادق(ع) براى كسى كه به زيارت حسين برود، با اين خصوصيت كه نسبت به حق آن حضرت، معرفت و شناخت داشته باشد ( عارفا بحقه ) پاداش آزاد كردن هزار برده، و آماده كردن هزار اسب براى مجاهدان راه خدا را بشارت داده است.(3) و با تعبيرات ديگر، پاداشهايى كمتر و بيشتر نقل شده است.

 

 راز این همه ثواب چيست؟

مى‏دانيم كه هر عمل،با توجه به اينكه در چه زمانى، در چه مكانى، و در چه شرايطى و از سوى چه كسى و با چه انگيزه و هدفى و با چه ميزان رشد و آگاهى و بصيرت، انجام بگيرد، ارزشهاى متفاوت و تاءثيراتى مختلف پيدا مى‏كند.

مرحوم علامه مجلسى،در بيان رمز اين اختلاف پاداشها و گوناگونى تعبيرها در ثواب آن، مى‏گويد:

( ...شايداختلاف اين اخبار، در اندازه ارزش و فضيلت و ثواب زيارت را توان بر اختلاف اشخاص و عملها، و نيز، كم و زيادى ترس در راه زيارت، يا دورى و نزديكى مسافت و ...حمل كرد.زيرا هر عمل نيكى، نسبت به اختلاف مراتب اخلاص و شناخت و تقوا و ديگر شرايطى كه موجب كمال يك عمل است، داراى ثواب و ارزشهاى متفاوت مى‏شود.علاوه بر اينكه در بسيارى از احاديث، امامان، طبق درك و شعور و اندازه ايمان و ظرفيت و گنجايش فكرى طرف، سخن مى‏گفتند...)(4) آنچه مسلم است، زیارت‏كربلا، هميشه آزاده نبوده، بلكه همراه با گرفتاريها و محدوديتهايى بوده است كه موجب دشوارى زيارت مى‏گشته است ولى ائمه، براى همين شرايط هم، تكليف را ساقط ندانسته و به زيارت حسين(ع) دستور مى‏دادند.

 

به اين قطعه از تاريخ، دقت كنيد:

يكى از شيعيان، به‏نام حسين، نوه ( ابو حمزه ثمالى )، نقل كرده است كه:

در اواخر دوره بنى اميه به قصد زيارت حسين بن على، بيرون آمدم ‏ولى مخفيانه حركت مى‏كردم تا اهل شام، نفهمند، تا اينكه شب فرا رسيد و مردم به خواب رفتند.شب، از نيمه گذشته بود كه غسل زيارت كردم و به سوى قبر سيدالشهدا عزيمت كردم.

نزديكيهاى‏ قبر كه رسيدم، با مردى رو به رو شدم، زيبا روى و خوشبو و سفيد چهره، كه به من گفت:

برگرد، الان‏نمى‏توانى زيارت كنى.برگشتم.

اواخر شب باز رفتم، باز هم آن مرد را ديدم كه گفت:دسترسى پيدا نمى‏كنى.

گفتم:چرا نتوانتم‏ به زيارت فرزند پيامبر و سالار جوانان بهشت برسم؟من پياده از كوفه در اين شب جمعه به اينجا آمده‏ام.مى‏ترسم كه صبح شود و هوا روشن گردد و نيروهاى مسلح بنى‏اميه مرا بكشد.

گفت:برگرد، فعلا نمى‏شود...چون حضرت موسى و فرشتگان، هم اكنون به زيارت مشغولند.

برگشتم و صبر كردم تا اينكه سحر د.غسل كردم و نزديك قبر رفتم و آن مرقد را زيارت نمودم و نماز صبح را در آنجا خواندم و از ترس شاميان، بسرعت از آنجا برگشتم ).(5)

آيا كسى كه‏در چنين وضعيت مخفيانه، به زيارت قبر مولايش حسين برود و همراه با دلهره و هراس از نگهبانانى كه ماءمور كنترل و ممانعت از زئران تربت كربلا هستند، زيارت كند، مستحق ثوابى بيشتر نيست؟!

 

( معاويه بن وهب ) مى‏گويد وارد منزل حضرت صادق(ع) شدم.در نمازخانه منزلش، به نماز ايستاده بود، صبر كردم تا نمازش تمام شد.ديدم پس از نماز، دست به دعابرداشت و براى زائران قبر حسين بن على دعا كرد، آنانكه با انفاق مال و تلاش بدنى به زيارت مى‏روند، براى پيوند با ائمه و شاد كردن رسول خدا و پاسخگويى به فرمان امامان و خشمگين ساختن دشمنان و راضى كردن خداوند.و چنين دعا كرد:

خدايا، از آنان‏راضى باش، و خود و خانواده‏شان را، شب و روز، نگهدار، و همراهى‏شان كن و از شر هر جبار سركشى و ستمگر، و از گزند شياطين نهان‏و آشكار در امانشان بدار و نيازهايشان را برآور...خدايا به آنان، بخاطر اينكه از وطن، دور ماندند و ما را بر فرزندان و بستگان خود برگزيدند، بهترين پاداشها را عطا كن.خدايا!دشمنان ما، اين زائران را به خاطر سفر، ملامت كردند ولى اين سرزنشها، هرگز پيروان ما را از اين زيارت، مانع نگشت.آمدند تا با مخالفان ما مخالفت كرده باشند!خدايا!آن چهره‏ها را كه آفتاب در اين راه تغيير داد، رحمت كن، آن صورتهائى را كه بر تربت حسين، قرار گرفت، مورد لطف قرار بده، آن چشمهايى را كه در راه ما اشك ريخت، آن دلهايى‏كه براى ما و تشنگى ما سوخت، آن ناله‏هايى كه براى ما سر داده شد، رحمت كن.

خدايا!من آن بدنها و جانها را تا قيامت، تا هنگام ورود به كوثر در آن روز تشنگى بزرگ، به تو امانت مى‏سپارم...

امام، همچنان دعا مى‏خواند و سجده مى‏كرد.

پس از فراغت‏از نماز، گفتم:اين دعاهايى را كه از شما شنيدم، اگر در حق كسى بود كه خدا را نمى‏شناخت، مى‏پنداشتم كه هرگز به آتش دوزخ نخواهد سوخت به خدا قسم، (با اين دعاهاى شما؟آرزو كردم كه اى كاش به حج نرفته بودم و حسين را زيارت مى‏كردم.

امام فرمود:توبه او بسيار نزديكى.پس چه چيز مانع از آن مى‏شود كه به زيارتش بروى؟اى معاويه بن وهب!مبادا كه اين كار را ترك كنى؟

گفتم:نمى‏پنداشتم‏كه كار، به اين ارزش و عظمت مى‏رسد.(6) همين معاويه بن وهب، نقل مى‏كند كه:

امام صادق(ع)به من فرمود، هرگز زيارت حسين(ع) را به خاطر ترس، رها مكن.هر كس زيارت آن حضرت را واگذارد و به سبب ترس، زيارت نكند، حسرت فراوان خواهد ديد.اى معاويه!آيا دوست ندارى كه خداوند تو را در ميان كسانى ببيند كه پيامبر دعايشان كرده است؟آيا دوست ندارى كه با فرشتگان همدوش باشى و در قيامت، بى گناه به محشر آيى و جزء كسانى باشى كه با پيامبر دست مى‏دهند؟!...(7) رسول خدا ، در ضمن گفتار مفصلى‏به اميرالمومنين، كه فضيلت زيارت قبر على و فرزندش حسين و تشويق به زيارت آنان را بيان مى‏كند و ثواب اخروى آنرا مى‏گويد، مى‏فرمايد:

ليكن عده‏اى پست‏و فرومايه، زائران قبر شما را سرزنش و ملامت مى‏كنند، آنچنانكه زن بدكاره را ملامت مى‏كنند، آنان، بدترين افراد امت من مى‏باشند كه هرگز به شفاعتم نرسند و بر حوض كوثر وارد نشوند...)(8)

 

در سخنى ديگر، پيامبر اسلام، خطاب به حسين، هنگامى كه جاى شمشير را بر پيكر او مى‏بوسيد، فرمود:

تو و پدرت و برادرت، شهيد خواهيد شد.

حسين، مى‏پرسد:از امت تو، چه كسانى ما را زيارت خواهند كرد؟

پيامبر فرمود:مرا،و پدر و برادرت و خودت را، جز كسانى از امت راستين من، زيارت نمى‏كند.)(9)

در حديث هم، زيارت ائمه، در رديف جهاد با دشمنان به حساب آمده است.(10)

زيارت حسين، براى تهيدستان، به جاى زيارت حج محسوب مى‏شود و خداوند، پاداش حج را به آنان مى‏دهد.(11)

 

يكى از زنان‏شيعه، به نام ( ام سعيد احمسيه ) كه اهل عراق بود و براى زيارت قبور شهداى احد، به مدينه مشرف شده بود، در مدينه، به خدمتكار خود گفت:مركبى براى رفتن به مزار شهدا كرايه كن.

آنگاه،تصميم گرفت تا آماده شدن مركب، به ديدار فرزند پيامبر، حضرت صادق(ع) برود.

در حالى كه ديداروى با امام در منزل آن حضرت، طول كشيده و كرايه‏چى، معطل گشته بود، خدمتكارش آمد و به ( ام احمسيه ) گفت:مركب، آماده است.

امام صادق(ع) پرسيد:چه مركب؟كجا مى‏خواهى بروى؟

آن زن،مى‏گويد:گفتم:سر خاك شهدا، حضرت صادق(ع) فرمود:تعجب از شما مردم عراق است، براى زيارت شهدا، راهى طولانى و سفرى دراز را طى‏مى‏كنيد ولى ( سيدالشهدا ) را وا مى‏گذاريد و به زيارتش نمى‏رويد! گفتم:سيد الشهدا كيست؟

فرمود:حسين بن على.

گفتم:من زنى بيش نيستم.

امام:باشد!... براى‏كسى مثل تو، مانعى ندارد كه به زيارتش بروى، آنگاه از ثواب عظيم اين زيارت، برايم بيان فرمود.)(12) در مورد زيارت شائقانه‏و عاشقانه كه از يور محبت و شيفتگى انجام گيرد، نيز، احاديثى نقل شده است كه به ذكر دو نمونه اكتفا مى‏شود:

 

امام صادق(ع) فرمود:

روز قيامت،يك منادى ندا مى‏دهد:( زائران حسين كجايند؟) جمعى بر مى‏خيزند.به آنان گفته مى‏شود:در زيارت حسين، چه مى‏خواستيد و چه اراده كرديد؟

مى‏گويند:زيارت‏ما، بخاطر محبت به پيامبر و على و فاطمه بود.

به آنان گفته مى‏شود:اينك،اين محمد و على و فاطمه و حسين و حسين! پس به آنان بپيونديد.شما در درجات آنان هستيد.به پرچم پيامبر ملحق شويد.

آنگاه،آنان، در سايه سار لواى خاصى كه در دست على بن ابى طالب است قرار مى‏گيرند تا وارد بهشت گردند.(13) محبت، انسان را در دنيا به اين دودمان، پيوند ميدهد.زيارت محبت آميز هم، در نهايت انسان را در آخرت به خاندان رسالت پيوند ميدهد.آشنايى انسانها را در اين دنيا با دستگاه‏ولايت و خاندان پيامبر عامل جذب به اين ( عروه الوثقى ) است كه در آن دنيا هم ( حبل المتين ) نجات و سعادت خواهد شد.

 

از امام صادق(ع) روايت شده است كه:

خواستار سكونت در بهشت بايد زيارت ( مظلوم ) را رها نكند.

مى‏پرسند:مظلوم كيست؟

مى‏فرمايد:حسين است.هر كس با شوق به او و محبت به رسول الله‏و فاطمه و على، او را زيارت كند بر سفره‏هاى بهشتى مهمان اهل بيت خواهد بود.(14) تاءكيدى كه امام، روى عنصر ( مظلوميت ) در زيارت سيد الشهدادارد، جاى دقت و تامل است و انگيزه حمايت از مظلوم و احياء ياد او و سپاس از فداكارى انسانى والا در برابر ظالمان را بيان مى‏كند.

ائمه، در صدد تشويق‏مردم به زيارتند.يعنى ايجاد شوق و رغبت و انگيزه و علاقه،و اين اشتياق، در صورتى فراهم مى‏آيد كه آثار يك عمل و نتايج يك اقدام، براى شخص، روشن باشد.

در زيارت كربلا، چه پاداشى مى‏تواند بزرگتر از ( بهشت ) باشد؟

و چه انگيزه‏اى‏قوى‏تر از ( مرضى حق ) بودن، و خشنودى رسول خدا را جذب كردن؟و چه نتيجه اى بالاتر از پيوند با اهل بيت، در دنيا و آخرت؟

 

اين همه تاكيد، چرا؟

علاوه بر پاداش‏زيادتر و تاءكيد بيشتر نسبت به زيارت قبر حسين بن على (ع)، از نظر مناسبتهاى زمانى هم آن فوق العادگى، كاملا محسوس است.

همانگونه‏كه شيعيان آن حضرت، در هر مناسبت و مجلس و محفلى - حتى مراسم شادى و جشن هم - از حسين ياد مى‏كنند و ياد او رانمك هر مجلس مى‏دانند، ائمه‏هم نسبت به زيارت او - از دور يا نزديك - اينگونه اصرار و تاءكيد داشته‏اند.

درروايات مربوط به زيارت هم، در هر فرصت و مناسبتى، در تمام ايام‏و فصول سال، در همه حالات سفر و حضر، غم و شادى ، اعياد و وفيات، شبهاى قدر، مبعث، فطر،نيمه شعبان، غدير، عاشورا، و ...دستور يه زيارت حسين بن على(ع) داده‏اند.و بيش از همه ائمه و حتى رسول خدا، به زيارت سيدالشهدا تاكيد شده است.

اينهابراى چيست؟مى‏توان گفت براى اين است كه، عاشوراى حسين و حادثه كربلا، ( سمبل ) است.

همچنانكه مخالفت‏و دشمنى دشمنان هم، بيش او همه، با نام و ياد و مزار مظلوم كربلا بوده است چرا كه كربلا در نظرشان سمبل مقاومت بوده است.

البته بايدبه تاريخ نگاه كرد، تا هم عمق تاءثير عاشورا را در سرنوشت اسلام‏و مسلمين دريافت، و هم ميزان خصومت دشمنان را با اين (مزار) و ( تربت )، شناخت.تبلور درخشان خط ائمه، در حركت عاشورا بود و كينه توزى شديد دشمنان حق و اهل بيت هم، در مخالفت با آن حضرت، و اثرات شهادتش انجام مى‏گرفت.حتى سالها بعد از نابودى امويان هم، بخش عظيمى از جامعه، همچنان دچار ضايعات و عوارض و آثار سوء تبليغات‏و تعليمات مسمومى بود كه در آن دوره خفقان و در آن ( هزار ماه سياه ) ايجاد شده بود.

تشويق موكدبه زيارت كربلا، در جهت خنثى كردن و محو نمودن هر چه بيشتر آن ضايعات و سموم بود.

كربلا، از يك سو،سمبل مظلوميت آن پيشوايان عدل بود، و از سويى، مظهر دفاع بزرگ آل على و عترت پيامبر، از اسلام و قرآن، حتى به قيمت جانهاى عزيز و گرانقدرو قتل عامهاى شگفت و هولناك.

توجه و روى‏آوردن به مزار سيد الشهدا، در واقع تكرار و يادآورى همه روزه‏و همواره حق و مظلوميت و تكليف و تعهد بود، تا دلها به آن جهت و آن سو، تمايل پيدا كند و امت اسلام، ( كربلايى ) شود و فكر و ذكر و نشست و برخاست و آغاز و انجام شيعه، همواره ( حسينى ) گردد.

خداوند اگر براى زيارت كربلاى حسين، پاداش هزار حج و عمره مى‏دهد، چون حج هم به بركت عاشورا باقى مانده است.حج را هم حسين زنده كرد.حيات اسلام در سايه خون پاك شهيدان كربلا بود.اگر نامى و سخنى از پيامبر و كعبه و قبله و وى و دين و قرآن مانده است، به بركت وجود حسين و خون و شهادت اوست.

اسلام، مديون‏سيد الشهداء است.از اينجاست كه مى‏گوييم:كربلا، همه چيز ماست، چون اساس دين را حفظ كرد.

مگر نه اينكه‏امويان، كمر به هدم اسلام بسته بودند؟! مگر نه اينكه برنامه‏هاى ضد اسلام رجعت طلبان، در راستاى ارزشهاى جاهلى، يكى پس از ديگرى احيا مى‏شد؟مگر نه اينكه آل اميه، اسلام را به بازيچه گرفته بودند و خلافت اسلام را همچون توپى ميان خود دست به دست مى‏گرداند؟! مگر نه اينكه حسين بن على فرمود:

در شرايطى كه‏امت اسلامى به والى و زمامدار ناپاك و نالايقى همچون ( يزيد ) گرفتار شده است، ( فعلى الاسلام السلام ) بايد با اسلام خداحافظى كرد و با دين، بدرود گفت؟! بنابر اين، حركت عاشورا، پيش از آنكه يك نهضت شيعى و در جهت احياى حق آل محمد باشد، يك حركت اسلامى و براى نجات دين خدا بود، كه در آستانه زوال و نيستى قرار داشت.

پس كربلا، تنها مربوط‏به شيعيان نيست، بلكه قبله گاه همه مسلمين است، چرا كه فسق علنى يزيد و بدعتها و تحريفها و ستمها و اسلام زدايى‏هاى بنى‏اميه،ازنظر اهل سنت هم مطرود و محكوم است و ايستادن در مقابل آن رجعت فاحش يك عمل ارزشمند!... سخن خود حسين، اين بود كه اگر استوارى و استقامت دين جدم با مرگ من است، پس:اى تيغها بياييدفر فرق من فرود...ان كان دين محمد لا يستقم الا بقتلى يا سيوف خذينى.

آن همه تاءكيد،براى آن است كه حسين، اسلام را زنده كرد و خون او، بقاء دين را بيمه نمود.و .... پيامبر، در وجود حسين، تداوم يافت.

حديث معروف:

( حسين‏منى و انا من حسين ) شايد يكى از معانى‏اش اين باشد كه همچنانكه حسين از من است، من هم از حسينم، يعنى اگر نام من و دينم و كتاب آسمانى‏ام، حيات وابديت يافته است.به بركت حسين است و من نيز از حسينم.

پس، چون‏كربلاى حسين، مظهر و سمبل و اسوه است، مزار او نيز چنين است و زيارت قبرش هم، بيش از همه مورد سفارش پيشوايان دين است.

 

 پاورقى :

1 - ثواب الاعمال، ص 81.

2 - كامل الزيارت ، ص 183.

3 - همان، ص 164.

4 - بحار الانوار، ج 98 ص 44.

5- بحار الانوار، ج 98 ص 57 و 59 (دو حديث است، با اندكى اختلاف در تعبيرات).

6 - كامل‏الزيارات، ص 116، بحار الانوار، ج ص 8 و 52.و سائل الشعيه، ج 10 ص 320.

7 - كامل الزيارات، ص 117.

8 - بحار الانوار، ج 97 ص 121.

9 - بحار الانوار، ج 97 ص 119، كامل الزيارات، ص 70.

10 - بحار الانوار، ج 97 ص 124 .

11 - وسائل الشيعه، ج 10 ص 360.

12- همان ص 339، بحار الانوار، ج 98 ص 36 و 71 (با اندكى اختلا و تغييير در عبارتها).

13 - وسايل الشيعه ج 10 ص 387.

14 - همان.

 

* پایگاه جامع عاشورا

* کربلا ، زیارت ، تربت





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 20 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

فردريک جمس
درس امام حسين و هر شهيد ديگري اين است که در دنيا اصول ابدي عدالت و ترحم و محبت و جوددارد که تغيير ناپذيرند و هم چنين مي رساند که هرگاه کسي براي اين صفات ابدي مقاومت کند و بشر در راه آن پافشاري نمايد آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.

 

 

 

ايرونيک ، مورخ امريکايي
براي امام حسين (ع) ممکن بود که زندگي خود را با تسليم شدن به اراده يزيدنجات بخشد و ليکن مسئوليت پيشواي نهضت ِ بخش اسلام اجازه نمي داد که او يزيد رابه عنوان خلافت بشناسد، او خود رابه منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت . در زير آفتاب سوزان سرزمين خشک و بر روي ريگ هاي تفتيده عربستان روح حسين فناناپذير است اي پهلوان و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من اي حسين .

موريس دو کبري
اگر مورخان ما حقيقت اين روز را مي دانستند و درک مي کردند که عاشورا چه روزي است . اين عزاداري را مجنونانه نمي پنداشتند، زيراپيروان حسين به واسطه عزاداري حسين مي دانند که پستي و زير دستي و استعمار را نبايد قبول کنند، چون شعار پيشرو و آقاي آنها ندادن تن به زير بار ظلم و ستم بود.
قدري تعمق و بررسي کنيم که در عزا داري حسين چه نکته هاي دقيق حيات بخشي مطرح مي شود. در مجالس عزاداري حسين گفته مي شود که حسين (ع) بر سر حفظ شرف ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام از جان و مال و فرزند گذشت و زيربار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت .
پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده و از زير دستي استعمارگران خلاصي يابيم و مرگ با عزت را به زندگي با ذلت ترجيح دهيم ، زيرا مرگ با عزت و شرافت بهتر از زندگي با ذلت است . ملتي که از گهواره تا گور تعليماتش چنين است داراي چنين مقام و مرتبتي است ، داراي هر گونه شرافت و افتخاري است ، همه سرباز حقيقي عزت و شرافتند. آشنايان به تاريخ تصديق خواهند کرد که اصلاح اخلاق و تعليمات بين المللي جز به وسيله مذهب ، امروزه ، بلکه در قرن ها در ملل خاور ميانه غير ممکن است .
اگر مسلمانان مذهب را ناديده انگارند و به نام وطن خواهي بخواهند ترقيات سياسي حاصل کنند به جاي نفع زيان خواهند برد، زيرا اگر تعليمات سربازي را با دين توأم سازند سربازان تا خون در بدن دارند حاضر نيستند حتي يک وجب از خاک مقدس وطن را تسليم اجانب نمايند. امروزه اگر استقلالي در مسلمانان مشاهده مي شود عامل اصلي آن پيروي از دستورهاي قرآن و اسلام است و خواهيم ديد روزي را که سلطنت هايي در سايه همين نکته اساسي قوت گيرند و بدين وسيله مسلمانان عالم در سايه اتحاد و اتفاق واقعي مانند صدر اسلام ممالک مشرق و مغرب عالم را مطيع اوامر خود سازند. وي ادامه مي دهد: حسين شبيه ترين روحانيين به حضرت مسيح است ولي مصائب او سخت تر و شديدتر است .

 

* پایگاه جامع عاشورا
* جهان و عاشورا





نوشته شده در تاريخ شنبه 19 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی


مسيو ماربين آلماني درباره حسين (ع) و هم چنين علل قيام آن حضرت و نتايج آن چنين مي نويسد:
حسين بن علي نوه محمد (ص) که از دختر محبوبش فاطمه (س) متولد شده ، تنها کسي است که در چهارده قرن پيش در برابر حکومت جور و ظلم قد علم کرد، اخلاق و صفاتي که در دوران حکومت عرب پسنديده و قابل احترام بود در فرزند مولاي متقيان مشاهده مي شد، حسين شجاعت و دلاوري را از پدر خود به ارث برده بود به دستورها و احکام اسلام تسلط کاملي داشت در سخاوت و نيکوکاري نظير نداشت در نطق و بيان زبردست بود و همه را مجذوب بيانات خود مي ساخت ، مسلمانان جهان عقيده و اراده زائدالوصفي به حسين (ع) دارند و هر ساله در ماه معيني (ماه محرم ) براي او عزاداري مي کنند، کتاب هاي بسياري از فضائل و مناقب حسين (ع) توسط مسلمانان نوشته شده است و از ملکات حسنه و سجاياي پسنديده او گفت و گو مي شود.

 

 


موضوعي را که نمي توان ناديده گرفت اين است که حسين (ع) اول شخص سياستمداري بود که تا به امروز احدي چنين سياست مؤثري اختيار ننموده است . تاريخ عاشورا کاملاً نشان مي دهد که هيچ يک از شهيدان کربلا عمداًخود را به کشتن نداده اند، يعني هر يک از کشته شدگان را دشمنان بر سر آنان تاخته و مظلومانه از پاي در آورده اند وبه اندازه مظلوميتشان بر عظمت و بزرگي اسلام افزوده شده است ولي شهادت حسين ازهمه مهمتر و از روي دانش و بصيرت و سياست انجام گرفت و اين شهادت و شهامت درتاريخ بشريت نظير نداشته است .

مهم ترين اثر اين نهضت اين بود که رياست روحاني که در عوالم سياست اهميت شاياني داشت ، مجدداًبه دست بني هاشم افتاد؛ و به ويژه در بازماندگان حسين مسلم گرديد، چندي طول نکشيد که (حکومت ) ظلم و جور معاويه و جانشينان او منهدم شد و کمتر از يک قرن قدرت از بني اميه سلب گرديد. منهدم شدن (قدرت ) از بني اميه به قسمي شد که امروز نام و نشان از آنها نمودار نيست و اگر در متن کتاب هاي تاريخي نامي از اين قوم ذکر شده در تعقيب آن هزاران نفرين و ناسزا نوشته شده و اين نيست مگر به واسطه قيام حسين (ع) و ياران با وفاي او.

 

* پایگاه جامع عاشورا
* جهان و عاشورا





نوشته شده در تاريخ شنبه 19 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

از نويسندگان مذهبي و يا غير مذهبي اهل سنت هم که بگذريم ، چهره زنده ياد علامه اقبال لاهوري در ميان شاعران اهل سنت که به ستايش از امام حسين (ع) و نهضت عاشورا پرداخته ، بيشتر از همه مي درخشد و اين اثر بخشي بسيار شديد و عميق ،نهضت عاشورا را در تفکر نوي سياسي اهل سنت و هنر و ادبيات آنان نشان مي دهد.

 

 


شايد اقبال در قرن اخير بيش از هر شاعر اهل سنت ديگر، نهضت حسيني را با ملاحظاتي تفکرآميز به ادب منظوم فارسي وارد کرده است . امام حسين از نظر اقبال ، يک شخص کامل براي برانگيختن و بيدار ساختن ملت هاي خوابيده مسلمان و نيز مبارزه مؤثر و شهادت فداکارانه اش ، تفسير کننده رازهاي پنهان قرآن مي باشد.

هر که پيمان با هو الموجود بست                گردنش از بند هر معبود رست
تيغ بهر عزت دين است و بس                     مقصد او حفظ آئين است و بس
خون او تفسير اين اسرار کرد                       ملّت خوابيده را بيدار کرد
رمز قرآن از حسين آموختيم                        زآتش او شعله اندوختيم

و همچنين اقبال به مادران امروز توصيه مي کند که فرزنداني حسين وار تربيت کنند.

هوشيار از دستبرد روزگار               گير فرزندان خود در کنار
تا حسين (ع) شاخ تو بار آورد         موسم پيشين به گلزار آورد

براي اقبال امام حسين (ع) مرکز پرگار عشق و کاروان سالار عشق است .

مريم از يک نسبت عيسي عزيز      از سه نسبت حضرت زهرا(س) عزيز
مادر آن مرکز به کار عشق              مادر آن کاروان سالار عشق

* پایگاه جامع عاشورا
* جهان و عاشورا





نوشته شده در تاريخ شنبه 19 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی


کلودين رولو
مفسر روزنامه لوموند در مورد امام حسين و عاشورامي نويسد:
«شيعيان هر سال ماه محرم به تذکر واقعه کربلا و مصيبت امام حسين (ع) که نمادي از دليري ، عدالت عليه تجسم پليدي و نيروي شقاوت است مي پردازند و ستمگران عصر را به يزيد و اشقيا تشبيه مي کنند».

 

 

 

مهاتما گاندي
من زندگي امام حسين آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خواندم و توجه کافي به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد يک کشور پيروز گردد بايستي از سر مشق امام حسين پيروي کند.

لياقت علي خان
اين روز (عاشورا) براي مسلمانان در سراسر جهان معناي بزرگ دارد، در اين روز يکي از حزن آورترين وقايع اسلام اتفاق افتاد.
شهادت امام حسين در حين حزن ، نشانه فتح نهايي روح واقعي اسلام بود، زيرا تسليم کامل به اراده الهي به شمار مي رفت . شهادت يکي از بزرگ ترين پيروان اسلام مَثَل درخشنده و پايدار براي همه ماست ، اين درس به ما مي آموزد که اشکال و خطرات هر چه باشد نبايستي از راه حقيقت و عدالت منحرف شد.

گيبون ، مورخ مشهور
در طي قرون آينده بشريت ، در سرزمين هاي مختلف ، شرح صحنه حزن آور مرگ حسين موجب بيداري قلب ِ خون سردترين قارئين خواهد شد.

چارلز ديکنز
اگر منظور امام حسين جنگ در راه خواسته هاي دنيايي بود من نمي فهمم چرا خواهران و زنان و اطفال او همراه او بودند پس عقل چنين حکم مي کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاري خويش را انجام داد.

 

* پایگاه جامع عاشورا

* جهان و عاشورا





نوشته شده در تاريخ شنبه 19 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

ژنرال سرپرسي سايکس


اوضاع کوفه را در زماني که حضرت امام حسين عازم کوفه بود و مسافري از کوفه به مکه مي رفت ، به امام گفت : دل هاي مردم کوفه با تو هستند اما شمشيرهاي آن ها برخلاف تو.
سرپرسي به مذاکرات طولاني حسين (ع) با عمر بن سعد توجه نموده و نتيجه آن را چنان اعلام مي کند که امام حسين حاضر به تسليم نشد و شجاعت بي نظير بوجود آورد.
«ياران حسيني حاضر شدند که براي دفاع از خود تا آخرين دقيقه حيات با دشمن جنگ کنند. در حقيقت شجاعت و دلاوري که اين عده قليل از خود نشان دادند، به درجه اي بوده که در تمام اين قرون متمادي هر کس آن را شنيد، بي اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود».
صاحب اخبار الطوال کسي را که اوضاع کوفه را به امام حسين توضيح داد و گفته است که آنان دل هايشان با تو و شمشيرهايشان بر ضد تو بود. همانا همام بن غالب معروف به فرزدق ثبت کرده است که در منطقه «صفاح » با امام ديدار کرد.

 

* جهان و عاشورا





نوشته شده در تاريخ شنبه 19 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

 نيکلسون

نيکلسون مي گويد: «بني اميه طغيان گر بودند و قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند.مسلمين را خوار نمودند وصاحبان اصلي حکومت راکشتند. بنابراين ، تاريخ از روي انصاف حکم مي کند که خون حسين (ع) به گردن بني اميه است .»
نيکلسون در جايي ديگر حادثه کربلا را موجب اتحاد مي داند و تأثير آن را در ايران ذکر مي کند.
«حادثه کربلا مايه پشيماني و تأسف امويان شد زيرا اين واقعه شيعيان را متحدکرد و براي انتقام حسين هم صدا شدند و صداي آن ها در همه جا و مخصوصاً نزد ايرانيان که مي خواستند از نفوذ عرب آزاد شوند، انعکاس يافت .»

 

 


پرچم دين چون به جا ماند از فداکاري او                    تا قيامت پرچشمش را دست حق بر پا کند
ابتدا قانون آزادي نويسد در جهان                             بعد از آن با خود هفتاد و دو تن امضاء کند

«آستانه پرست »

 فرانسيسکو ـ گابريلي
استاد دانشگاه رم معتقد است که قيام حسين موجب گسترش شيعه در ايران ،عراق و آفريقا شد و امام جزييات حوادث عاشورا را مي دانست :
«حسين (ع) در حال عادي از سرنوشت خود اطلاع نداشت اما همين که در صدد مي آمد به سرنوشت خود فکر کند تمام وقايع سرزمين کربلا را نه فقط بطور کلي بلکه به طور جزيي مي ديد... انعقاد مجالس تذکر براي حسين (ع) از طرف شيعيان در قرن چهارم هجري متداول شد در اين قرن طوري مذهب شيعه وسعت بهم رسانيد که نه فقط در ايران و عراق توسعه يافت بلکه تا آفريقاي شرقي هم رفت و ايرانياني که از ايران به آفريقاي شرقي مهاجرت کردند آن مذهب را با خود بردند و مساجدي در سرزمين سومالي و کنيا ساخته شد... مذهب شيعه دوازده امامي در قرن چهارم تا قاره آفريقا و تا ماداگاسکار رفت ... .»
گابريلي ، سلطه آل بويه و توسعه شيعه را نتيجه تبليغات و بزرگداشت روز دهم محرم سال (61) عاشورا ذکر نموده است .

 گيبون
گيبون مورخ انگليسي معتقد است اگر کسي حسين را نشناسد اما حوادث عاشورا را مطالعه کند، هر چند سنگدل هم باشد يک نوع محبت و مهرباني در دلش به حسين (ع) احساس خواهد کرد.
«با آنکه مدتي از واقعه کربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نيستيم ، مع ذلک مشقّات و مشکلاتي را که حضرت حسين (ع) تحمل نموده ، احساسات سنگ دل ترين خواننده را بر مي انگيزد. چندان که يک نوع عطوفت و مهرباني نسبت به آن حضرت در خود مي يابد.»

 

پایگاه جامع عاشورا

* جهان و عاشورا





نوشته شده در تاريخ شنبه 19 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی


سرويليام موير
موير مي نويسد: «فاجعه کربلا نه تنها مقدرات خلافت ، بلکه مقدرات ممالک اسلامي را تعيين کرد. کيست که آن عزاداري پرشور و هيجان را ببيند و بداند که هر سال مسلمين کليه کشورهاي جهان چگونه از شام تا بامداد به سينه (عزاداري ) مي کوبند و با آهنگ موزون و محزون خود بي آنکه خسته شوند، مجنون وار فرياد مي زنند: حسين ،حسين ، حسين ، و حربه برنده و شمشير دو دمي را که سلسله بني اميه بدست دشمنان خود داده است ، تشخيص ندهد.»

باز محرم شد و لواي ماتم بپاست                ماتم سلطان عشق شهيد کرب و بلاست
به عرض خلد برين فرقه کروبيان                   حلقه ماتم زده صاحب ماتم خداست

«سيد احمد دهکردي »

 

 


 چارلز ديکنس
اين نويسنده انگليسي در قيام عاشورا هيچ گونه خواست مادي را دخيل ندانسته و فداکاري آن روز را صرفاً براي اسلام دانسته است .

«اگر منظور حسين (ع) جنگ در راه خواسته هاي دنيايي خود بود، من نمي فهمم چرا خواهران و کودکانش را همراه خود برد؟ پس عقل چنين حکم مي کند که او به خاطر اسلام فداکاري خويش را انجام داد.»

به قتلگاه اندر، جلوه عشاق بين                              يکي جدا دست او، يکي سر از تن جداست
حسين (ع) لب تشنه شد شهيد در راه حق              به روز حشر و جزا هم خونبهاست

«سيد احمد دهکردي »

توماس ماساريک
توماس ماساريک مصيبت هاي امام حسين (ع) را با حضرت عيسي (ع) مقايسه نموده ، مي نويسد:
«مصائب مسيح نسبت به مصائب حسين (ع) مانند پرکاهي است در برابر کوهي بزرگ ».

باز اين چه شورش است که در خلق عالم است        باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز اين چه رستخيز عظيم است کز زمين                   بي نفخ صور خاسته بر عرش اعظم است

«محتشم کاشاني »

 

* پایگاه جامع عاشورا

* جهان و عاشورا





نوشته شده در تاريخ شنبه 19 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی


نيبلت ، به آخرين شب حيات بابرکت امام در کربلا اشاره مي نمايد که امام حوادث روز عاشورا را به يارانش توضيح داد و فرمود کساني که با حسين بمانند جز به مرگ نينديشند. از اين رو از همه خواست که در تاريکي امام را ترک نمايند.

 

 


«آن شب هنگامي که آتش اردوها در اطراف او در بيابان شعله مي زد، امام پيروانش را جمع کرد و در يک سخنراني طولاني و قلب نواز گفت : کساني که با من بمانند فردا شهيد خواهند شد. سپس عمل بسيار زيبايي انجام داد که نشانه آگاهي کامل او از ضعف بشري و قدرت روح فداکاري وي و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود... به پيروان خود گفت که هرکس جرئت و قوت ايستادگي و شهادت را در خود نمي بيند در تاريکي به طور ناشناس و بدون خجلت برود. صبح روز عاشورا که ابرهاي ارغواني در آسمان شرق جمع مي شد هفتاد و يک نفر با ايمان دور امام را گرفتند و همگي آماده مرگ و شهادت بودند».

يکي از مقتل نويسان شب عاشورا را چنين نقل مي نمايد:
«حسين بن علي يارانش را جمع کرد و پس از حمد و ثناي خدا گفت : خدايا تو را مي ستايم که ما را به وسيله نبوت گرامي داشتي به ما قرآن آموختي در دين بصيرتمان عنايت کردي ... من هيچ کس را شايسته و بهتر از ياران خود و هيچ خانداني را صادق تر و متحدتر از خاندانم نديده ام . خداوند از جانب من بهترين پاداش به شما بدهد... بدانيد که من همه شما را آزاد کرده و بيعت خود را از شما برداشتم ، تاريکي شب پوشش مناسبي است که سواره شده و برويد... زيرا اينان مرا خواسته و اگر به من دست يابند ديگران را دنبال نمي کنند... جوابي که شنيده شد سوگند به خدا چنين نمي کنيم ، بلکه جان و مال و خانواده خود را فدايت کرده و همراه تو مي جنگيم تا به خواسته ات برسيم خداوند زندگي بدون تو را زشت گرداند».
صاحب لهوف آخرين شب زندگاني امام حسين (ع) را چنين مي نگارد:
«چون شب عاشورا در رسيد، حضرت سيدالشهدا (ع) اصحاب و ياران خود را جمع نمود و شرايط حمد و ثنا الهي به جا آورد و به يارانش فرمود من هيچ اصحابي را صالح تر و بهتر از شما و نه اهل بيتي را فاضل تر و شايسته تر از اهل بيت خويش نمي دانم . خدا به همگي شما جزاي خير دهد، اينک تاريکي شب شما را فرا گرفته است هر يک از شمادست يکي از مردان اهل بيت مرا بگيريد و در اين شب تار از دور من متفرق شويد؛ زيرااراده دشمن به جز من نيست ... پس از حضرت حسين (ع) جمله به سخن در آمدند ونخست قمر بني هاشم ، جناب ابوالفضل العباس (ع) گفت : بعد از تو در دنيا چگونه زنده بمانيم ؟ هر گز خدا چنين روزي را به ما نشان ندهد و ساير برادران نيز تابع او شدند.
سپس آن حضرت نظري به فرزندان عقيل نمود و فرمود: مصيبت مسلم بن عقيل شما را بس است . من شما را اذن دادم به هر جا که خواهيد برويد... پاسخ شنيده شد... يابن رسول الله، هرگز از تو جدا نمي شويم ولکن خويش را سپر بلا مي نماييم تا در پيش روي تو کشته شويم در هر مورد که تو باشي ما هم با تو خواهيم بود خدا زندگاني را بعد از تو زشت گرداند».

 

* پایگاه جامع عاشورا
* جهان و عاشورا





نوشته شده در تاريخ شنبه 19 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی


موريس دو کبري
مورخ اروپايي در مورد کساني که به عزاداري امام حسين پس از قرن ها خرده مي گيرند، مي گويد:
«اگر تاريخ نويسان ما حقيقت ِ روزِ عاشورا را درک مي کردند، اين عزاداري را غير عادي نمي پنداشتند. پيروان حسين (ع) به واسطه عزاداري به امام مي دانند که زبوني و پستي و زير دستي و استعمار و استثمار را نبايد قبول کنند؛ زيرا شعار امام و پيشواي آنان تن ندادن به ظلم و ستم بود. حسين در راه شرف و ناموس و مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويي هاي يزيد نرفت . پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق خود قرار داده و از ظلم يزيديان ، بيگانگان خلاصي يافته و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم ، و اين است خلاصه تعاليم اسلام . ملتي که از گهواره تا گور تعليماتش چنين است ، پيداست داراي چه مقام و مرتبتي خواهد بود چنين ملتي داراي هر گونه شرف و افتخار هست چون همه سرباز حقيقت و عزت و شرافت اند».

 

 


درس آزادي به دنيا داد رفتار حسين                         بذر همت در جهان افشاند افکار حسين
حق و باطل را به خون خويش کرد از هم جدا             آري آري تا ابد بر جاست آثار حسين 
گر نداري دين به عالم لااقل آزاده باش                       اين کلام نغز مي باشد ز گفتار حسين

«فضل الله صلواتي »

بولس سلامه
بولس سلامه حقوق دان و نويسنده مسيحي بيروتي مي گويد:
«شب هايي که بيدار بودم و با درد و رنج مي گذراندم و افکار و تخيلاتم مرا به ياد گذشتگان کشاند و در تاريخ گذشته دو شهيد بزرگ امام علي (ع) و سپس امام حسين را به ياد من آورد، يک بار به مدت طولاني در علاقه به آن دو بزرگوار گريستم ، سپس شعر علي و حسين سروده ام ».

 

* جهان و عاشورا





نوشته شده در تاريخ شنبه 19 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی


بار تولومو
به مسئله اي تازه در تاريخ اشاره مي نمايد که حکايت از ارتباط ايرانيان با امام حسين دارد که نماينده امام حسين در پنج فرسخي کوفه در محلي به نام «سلوجي » براي ايرانيان به زبان فارسي سخنراني کرد و حکومت يزيد را براي ايرانيان افشاء نمود.

 

 


«در 17 رجب سال شصتم هجري نماينده امام حسين (ع) در سلوجي نطقي به زبان فارسي نمود... از روزي که يزيد به جاي پدر در دمشق نشست فسق و فجور در دستگاه علني شد... در آمد بيت المال فقط صرف پرداخت مستمري کساني مي شود که مي توانند وسائل فسق و فجور يزيد را فراهم نمايند و زن هاي بيوه و يتيماني که شوهر و پدرشان در جنگ کشته شده اند در بلاد اسلامي تکدي مي کنند و هيچکس به فکر تأمين زندگي آن ها نيست . احترام خانواده نبوت رفته ،... حسين (ع) مشاهده مي نمايد حکومت ظلم و فساد عن قريب اسلام را از بين خواهد برد تصميم گرفته است ... براي نجات اسلام از ظلم و ستم اقدام کند.»

 

 

رودولف ژايگر
اين نويسنده آلماني که کتاب «خداوند علم و شمشير»را در مورد حضرت علي نوشته است در مورد امام حسين مي نويسد که امام علي (ع) به پسرش مأموريت داد که با ايرانيان (اسيران ) صحبت نمايد و قرآن و معني آن را آموزش دهد چرا که فارسي را به خوبي مي دانست .

ويل دورانت
ويل دورانت که کتاب نفيس تاريخ تمدن را نوشته است در همان کتاب به تجليل حسين از طرف پيروانش بعد از قرن ها اشاره مي کند: «شيعيان در کربلا در جايي که حسين (ع) به قتل رسيده به يادگار وي زيارتگاه بزرگي ساخته اند و هنوز هم هر ساله حادثه غم انگيز قتل وي را نمايش مي دهند و عزاداري مي کنند و از يادگار علي و دو فرزندش حسن و حسين (ع) تجليل به عمل مي آورند».

 

* جهان و عاشورا





نوشته شده در تاريخ شنبه 19 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی
(تعداد کل صفحات:47)      [ <>   [ 20 ]   [ 21 ]   [ 22 ]   [ 23 ]   [ 24 ]   [ 25 ]   [ 26 ]   [ 27 ]   [ 28 ]   [ 29 ]   [ > ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.